امروز : شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۶
تاریخ : ۱۳۹۶/۰۴/۳۱ - ۹:۰۷ نسخه چاپی ذخیره فایل ارسال به دوستان

اشتباهات مصدق کودتا را تسهیل کرد

به گزارش جهان نیوز به نقل از مهر، با بررسی منش و سیره آیت الله کاشانی در جریان مبارزات ملی شدن صنعت نفت می توان خط سیری از کنش او نسبت به مسائل مختلف را احصا کرد تا تهمت های ناروایی که در بستر انتشار اسناد آمریکایی به این عالم دینی وارد شده پاسخ داده شود. مهدی عبدخدایی معتقد است آنچه باعث شد کودتای ۲۸ رقم بخورد اشتباهات و زمینه هایی بود که خود مصدق در حد فاصل سی تیر سال ۳۱ تا ۲۸ مرداد ۳۲  مرتکب شده بود. متن زیر مشروح گفتگوی ما با این کارشناس تاریخ است.

*آغاز مبارزات آیت الله کاشانی در چه مقطعی و حول چه موضوعاتی شکل گرفت؟
مرحوم آیت الله کاشانی از مستشکلین درس مرحوم آخوند خراسانی بود و در عراق تحصیل کرده است. در سال ۱۹۲۰ و ۲۱ که جنگ های عراقی ها با انگلیسی ها شروع می شود، مرحوم آیت الله کاشانی به همراه آیت الله سید محمدتقی خوانساری تفنگ به دست می گیرند و با انگلیس ها می جنگند.

آیت الله کاشانی یک روحانی پارلمانتاریسم بود یعنی به رأی مردم و داشتن پارلمان معتقد بود. چون خانواده قاجار نتوانسته بودند در کشور امنیتی به وجود بیاورند، آیت الله کاشانی خود به خود به وحدت ملی و تمرکز قدرت در ایران نظر مثبتی داشت. به همین جهت می بینیم که در دوره ای ۲۰ ساله با اینکه آقای کاشانی از علمای تهران است اسمی از او در میان نیست. آیت الله کاشانی به طور کلی انگلیس ها را مسئول عقب ماندگی کشور می دانست و معتقد بود که هر بلایی سر ایران آمده از انگلیسی هاست. البته در آن مقطع هنوز آمریکایی ها پا به استعمار نگذاشته بودند.

در جریان ملی شدن نفت اگر وجود آیت الله کاشانی نبود، قطعاً نفت ملی نمی شد. بعد از ۱۵ بهمن سال ۲۷ که به شاه تیراندازی شد، به منزل آیت الله کاشانی حمله می شود و او را به قلعه فلک الافلاک تبعید می کنند.

برخی در مورد ۲۸ مرداد اشتباه بزرگی را مرتکب می شوند، دقیقا همان اشتباهی که در جریان رضاخان رخ داد. رضاخان با قزاق ها تهران را گرفت. این سوال مطرح است که چطور می شود جامعه ای که محمدرضاشاه را از قدرت پایین کشیده به استبداد رضاخانی تن داده است؟ این یک تحلیل جامعه شناختی نیاز دارد. درست است که انگلیسی ها رضاخان را آوردند و در این شکی نیست اما زمینه های آن چطور آماده شده و چه کسی آن را فراهم کرده است؟ مشروطه خواهان در سال ۱۲۸۷ که پیروز شدند در ظرف ۱۲ سال نتوانستند ایران را اداره کنند و کشور در حال پاره پاره شدن بود. هر کس برای خود یک عده تفنگچی داشت و امنیت کشور را به خطر می انداخت.

لذا یک کشور ناامن داشتیم و انگلیسی ها نیاز داشتند دیکتاتوری را بر سرکار بیاورند. قرعه به نام رضاخان افتاد و زمینه هایی برای تثبیت رضاخان رخ داد. در جریان ۲۸ مرداد هم زمینه های لازم آماده شده بود.در دوران نخست وزیری قوام، انگلیس ها آقای کاشانی را دستگیر کرده و به زندان اراک می برند. سروان هانری ناوارا زندان بان آیت الله کاشانی بوده است. چطور است که در حالی که آیت الله کاشانی زندانی انگلیس ها می شود و موضوع اشغال ایران مطرح است، باز هم به آقای کاشانی تهمت هایی مبنی بر همدستی در کودتای ۲۸ مرداد زده می شود؟

آیت الله کاشانی با وزارت زاهدی مخالف بود در حالی که مصدق وقتی نخست وزیر شد همین زاهدی را وزیر کشور خود می کند. وقتی اینها را یکی یکی کنار می گذاریم، می بینیم که آنچه به نام سند منتشر می شود وجاهتی ندارد.

در مورد اسنادی که اخیراً وزارت خارجه امریکا در مورد کودتای ۲۸ مرداد منتشر کرده است باید گفت اولاً این اسناد خبر واحد است و خبر واحد اگر موثق هم باشد، قابل اعتنا نیست. همچنین در شرایطی که استعمار آمریکا و انگلیس در ایران در حال شکست است، ایران باعث شده که نقشه راه آمریکا با شکست مواجه شود، اسنادی منتشر می شود که روحانیت ایران را بدنام کند چراکه می خواهد این وجهه را از بین ببرد. می خواهد این چهره را از بین ببرد که اسلام و تشع می تواند امور را مدیریت کند.

آنها می خواهند چهره رهبرانی که در طول این مدت با استعمار جنگیدند مخدوش کنند و جهت مبارزه ضد استعماری و ضد استبدادی ایران را به این مسیر سوق دهند که روحانیون را عامل کودتای ۲۸ مرداد معرفی کنند.

اگر اشتباهات دکتر مصدق نبود کودتای ۲۸ مرداد رخ نمی داد. مصدق از شاه خواسته بود که مجلس را منحل کند و حتی شاه قبول نکرده بود. در مجلس موسسان سال ۲۸ سه قانون تصویب شده است. اول اینکه اختیار انحلال مجلس سنا و شورا را به شاه دادند. دوم اینکه مجلس سنا را به وجود آوردند و سوم اینکه در نبود دو مجلس سنا و شورا، شاه حق عزل نخست وزیر را دارد. این جز قانون اساسی بوده و تصویب شده است. آقای مصدق وقتی از شاه می خواهد تا مجلس را منحل کند، شاه حاضر نمی شود.

لذا مصدق رفراندوم برگزار کرده و مجلس را منحل می کند این در حال است که قانون اساسی اجازه منحل کرده مجلس توسط مصدق را نمی داد. وقتی مجلس منحل می شود، دست شاه باز می شود.

در سی تیر سال ۳۱ رئیس ستاد و فرماندهان نظامی از طرفداران مصدق نیستند. وقتی مصدق پیش شاه می رود و درخواست اختیارات وزارت دفاع می کند شاه این درخواست را رد می کند، مصدق در این صورت استعفا می دهد و شاه استعفای او را می پذیرد و فرمان نخست وزیری قوام را صادر می کند.

در این مقطع با یک اعلامیه آیت الله کاشانی همه مردم به جوش می آیند به طوری که شاه تا ظهر به علت عدم اتکای به نفسش، مصدق را برمی گرداند و وزارت دفاع را به او می دهد و قوام را عزل می کند. در ۲۸ مرداد مصدق بر وزارت دفاع احاطه دارد و مسئولین آن از جمله ریاحی، اشرفی، نادری و… همه از طرفداران مصدق اند اما با همه این تفاسیر در ۲۸ مرداد مصدق با چند تانک سقوط می کند. چطور چنین می شود؟ زمینه هایی فراهم می شود که این امر رخ می دهد. زمینه ها را خود مصدق آماده کرده است. حالا بعد از گذشت ۶۰ سال اسنادی منتشر شده که در کودتای ۲۸ مرداد یک روحانی که پارلمانتاریست و استعمارستیز و طرفداران روشنفکران مذهبی است متهم می شود که در جریان کودتا با آمریکا همکاری داشته است!

درست در زمانی که روحانیت توانسته در منطقه تمام نقشه راه آمریکا را به هم بزند، خط تخریب روحانیت برای بدنام کردن آن آغاز شده است. من معتقدم آیت الله کاشانی شرایط کشور را برای برقراری یک حکومت اسلامی مناسب نمی دانست، اما اینکه به آیت الله کاشانی تهمت زده شود که او با استعمار هماهنگ شده باشد تا دولتی را ساقط کند، تهمت بزرگی است.

چون دولت مصدق ناآگاه به زمانه بود نمی دانست در حالی که ۸۵ درصد از صنایع انگلستان توسط آمریکا بازسازی شده نمی شود بین این دو کشور اختلاف انداخت. مصدق به دنبال این منظور بود.

یک شخصیت روحانی مجاهد را که با انگلستان جنگیده و در سال ۲۰ پس از نخست وزیری قوام توسط انگلیس دستگیر شده و به اراک منتقل شده و در ۱۵ بهمن ۲۷ به قلعه فلک الافلاک تبعید شده و انسانی که اعلامیه هایش چنان اثر داشت که کل ایران را تعطیل می کرد، چطور امکان دارد برای سقوط یک دولت ملی با استعمار همکاری داشته باشد؟
آیت الله کاشانی، مصدق را در ابتدا قانون مدار می دانست. به همین جهت در اوایل نهضت با پیشنهاد خود آیت الله کاشانی، مصدق در جایگاه رهبری سیاسی قرار گرفت. آقای کاشانی پیشنهاد نخست وزیر شدن مصدق را در جبهه ملی کرده بود و اگر حمایت های آقای کاشانی نبود مصدق نخست وزیر نمی شد. 

باید زمان را تحلیل کنیم که در چه شرایطی بودیم ببنیم بستر به شکلی بوده که آیت الله کاشانی نیاز به همکاری داشته باشد؟ بستر جریان ۲۸ مرداد را به نظر من خود دکتر مصدق فراهم کرد و این بخاطر عدم آگاهی او از شرایط دنیا بود.

اقدامات مصدق باعث شد شاه بازگردد. در عین حال اگر شاه باز نمی گشت، مگر مصدق می توانست مملکت را اداره کند؟ لذا برای اداره حکومت مدلی نداشتند. استالین در خاطرات خود می نویسد که بعد از مصدق نوبت حزب توده است. حزب توده که در ارتش ایران ۶۲۷ درجه دار داشته است. اگر حزب توده کودتا می کرد در ایران حمام خون راه می افتاد و افغانستان ثانی می شد.

زمینه های کودتای ۲۸ مرداد را عدم آگاهی مصدق از شرایط جهان و شرایط داخل کشور فراهم کرده است. لذا من معتقدم این اسنادی که منتشر شده مخدوش است.

*در همان مقطع نیز هجمه و حمله شدیدی به آیت الله کاشانی برای بی اعتبار کردن ایشان رخ داد، به نظر شما این اقدامات با چه هدفی صورت گرفت؟
روزنامه شورش نسبت به آیت الله کاشانی توهین می کند. اصلاً روش مصدق این بود که به روحانیت توهین شود. در روزنامه هایی مانند بسوی آینده، نوید آزادی و… توهین هایی می شد که اصلاً قابل بحث نیست. آنها ده ها روزنامه داشتند.

رئیس دولت یعنی مصدق لائیک بود لذا تمام آن انتشارات یک خط سیاسی برای مقابله با جریان ضداستعماری بود. می خواستند روحانیت را تخریب کنند و آن را از صحنه خارج کنند چون روحانیت ضربه های مهمی به استعمار زده بود. در همه جنبش های معاصر اگر روحانیت در عرصه نبود آن اقدام به پبروزی نمی رسید.

*برخی در مورد ارتباطات آقای کاشانی با بعضی از آمریکایی ها مباحثی را مطرح می کنند و این امر را دال بر همکاری آیت الله کاشانی با آنها می دانند، نظر شما چیست؟
آیت الله کاشانی یک شخصیت سیاسی و روحانی است و خواه ناخواه مورد توجه کشورهایی که با ایران مرتبط اند قرار می گیرد به همین جهت آنها می ایند با آقای کاشانی ارتباط برقرار می کنند. اینکه بخواهیم بگوییم آقای کاشانی با آنها همکاری هایی داشته است صحیح نیست. این جمله از آقای کاشانی معروف است که می گوید آمریکایی ها پول دارند ولی عقل ندارند.

به گزارش جهان نیوز به نقل از مهر، با بررسی منش و سیره آیت الله کاشانی در جریان مبارزات ملی شدن صنعت نفت می توان خط سیری از کنش او نسبت به مسائل مختلف را احصا کرد تا تهمت های ناروایی که در بستر انتشار اسناد آمریکایی به این عالم دینی وارد شده پاسخ داده شود. مهدی عبدخدایی معتقد است آنچه باعث شد کودتای ۲۸ رقم بخورد اشتباهات و زمینه هایی بود که خود مصدق در حد فاصل سی تیر سال ۳۱ تا ۲۸ مرداد ۳۲  مرتکب شده بود. متن زیر مشروح گفتگوی ما با این کارشناس تاریخ است. *آغاز مبارزات آیت الله کاشانی در چه مقطعی و حول چه موضوعاتی شکل گرفت؟ مرحوم آیت الله کاشانی از مستشکلین درس مرحوم آخوند خراسانی بود و در عراق تحصیل کرده است. در سال ۱۹۲۰ و ۲۱ که جنگ های عراقی ها با انگلیسی ها شروع می شود، مرحوم آیت الله کاشانی به همراه آیت الله سید محمدتقی خوانساری تفنگ به دست می گیرند و با انگلیس ها می جنگند. آیت الله کاشانی یک روحانی پارلمانتاریسم بود یعنی به رأی مردم و داشتن پارلمان معتقد بود. چون خانواده قاجار نتوانسته بودند در کشور امنیتی به وجود بیاورند، آیت الله کاشانی خود به خود به وحدت ملی و تمرکز قدرت در ایران نظر مثبتی داشت. به همین جهت می بینیم که در دوره ای ۲۰ ساله با اینکه آقای کاشانی از علمای تهران است اسمی از او در میان نیست. آیت الله کاشانی به طور کلی انگلیس ها را مسئول عقب ماندگی کشور می دانست و معتقد بود که هر بلایی سر ایران آمده از انگلیسی هاست. البته در آن مقطع هنوز آمریکایی ها پا به استعمار نگذاشته بودند. در جریان ملی شدن نفت اگر وجود آیت الله کاشانی نبود، قطعاً نفت ملی نمی شد. بعد از ۱۵ بهمن سال ۲۷ که به شاه تیراندازی شد، به منزل آیت الله کاشانی حمله می شود و او را به قلعه فلک الافلاک تبعید می کنند. برخی در مورد ۲۸ مرداد اشتباه بزرگی را مرتکب می شوند، دقیقا همان اشتباهی که در جریان رضاخان رخ داد. رضاخان با قزاق ها تهران را گرفت. این سوال مطرح است که چطور می شود جامعه ای که محمدرضاشاه را از قدرت پایین کشیده به استبداد رضاخانی تن داده است؟ این یک تحلیل جامعه شناختی نیاز دارد. درست است که انگلیسی ها رضاخان را آوردند و در این شکی نیست اما زمینه های آن چطور آماده شده و چه کسی آن را فراهم کرده است؟ مشروطه خواهان در سال ۱۲۸۷ که پیروز شدند در ظرف ۱۲ سال نتوانستند ایران را اداره کنند و کشور در حال پاره پاره شدن بود. هر کس برای خود یک عده تفنگچی داشت و امنیت کشور را به خطر می انداخت. لذا یک کشور ناامن داشتیم و انگلیسی ها نیاز داشتند دیکتاتوری را بر سرکار بیاورند. قرعه به نام رضاخان افتاد و زمینه هایی برای تثبیت رضاخان رخ داد. در جریان ۲۸ مرداد هم زمینه های لازم آماده شده بود.در دوران نخست وزیری قوام، انگلیس ها آقای کاشانی را دستگیر کرده و به زندان اراک می برند. سروان هانری ناوارا زندان بان آیت الله کاشانی بوده است. چطور است که در حالی که آیت الله کاشانی زندانی انگلیس ها می شود و موضوع اشغال ایران مطرح است، باز هم به آقای کاشانی تهمت هایی مبنی بر همدستی در کودتای ۲۸ مرداد زده می شود؟ آیت الله کاشانی با وزارت زاهدی مخالف بود در حالی که مصدق وقتی نخست وزیر شد همین زاهدی را وزیر کشور خود می کند. وقتی اینها را یکی یکی کنار می گذاریم، می بینیم که آنچه به نام سند منتشر می شود وجاهتی ندارد. در مورد اسنادی که اخیراً وزارت خارجه امریکا در مورد کودتای 28 مرداد منتشر کرده است باید گفت اولاً این اسناد خبر واحد است و خبر واحد اگر موثق هم باشد، قابل اعتنا نیست. همچنین در شرایطی که استعمار آمریکا و انگلیس در ایران در حال شکست است، ایران باعث شده که نقشه راه آمریکا با شکست مواجه شود، اسنادی منتشر می شود که روحانیت ایران را بدنام کند چراکه می خواهد این وجهه را از بین ببرد. می خواهد این چهره را از بین ببرد که اسلام و تشع می تواند امور را مدیریت کند. آنها می خواهند چهره رهبرانی که در طول این مدت با استعمار جنگیدند مخدوش کنند و جهت مبارزه ضد استعماری و ضد استبدادی ایران را به این مسیر سوق دهند که روحانیون را عامل کودتای ۲۸ مرداد معرفی کنند. اگر اشتباهات دکتر مصدق نبود کودتای ۲۸ مرداد رخ نمی داد. مصدق از شاه خواسته بود که مجلس را منحل کند و حتی شاه قبول نکرده بود. در مجلس موسسان سال ۲۸ سه قانون تصویب شده است. اول اینکه اختیار انحلال مجلس سنا و شورا را به شاه دادند. دوم اینکه مجلس سنا را به وجود آوردند و سوم اینکه در نبود دو مجلس سنا و شورا، شاه حق عزل نخست وزیر را دارد. این جز قانون اساسی بوده و تصویب شده است. آقای مصدق وقتی از شاه می خواهد تا مجلس را منحل کند، شاه حاضر نمی شود. لذا مصدق رفراندوم برگزار کرده و مجلس را منحل می کند این در حال است که قانون اساسی اجازه منحل کرده مجلس توسط مصدق را نمی داد. وقتی مجلس منحل می شود، دست شاه باز می شود. در سی تیر سال ۳۱ رئیس ستاد و فرماندهان نظامی از طرفداران مصدق نیستند. وقتی مصدق پیش شاه می رود و درخواست اختیارات وزارت دفاع می کند شاه این درخواست را رد می کند، مصدق در این صورت استعفا می دهد و شاه استعفای او را می پذیرد و فرمان نخست وزیری قوام را صادر می کند. در این مقطع با یک اعلامیه آیت الله کاشانی همه مردم به جوش می آیند به طوری که شاه تا ظهر به علت عدم اتکای به نفسش، مصدق را برمی گرداند و وزارت دفاع را به او می دهد و قوام را عزل می کند. در ۲۸ مرداد مصدق بر وزارت دفاع احاطه دارد و مسئولین آن از جمله ریاحی، اشرفی، نادری و... همه از طرفداران مصدق اند اما با همه این تفاسیر در ۲۸ مرداد مصدق با چند تانک سقوط می کند. چطور چنین می شود؟ زمینه هایی فراهم می شود که این امر رخ می دهد. زمینه ها را خود مصدق آماده کرده است. حالا بعد از گذشت ۶۰ سال اسنادی منتشر شده که در کودتای ۲۸ مرداد یک روحانی که پارلمانتاریست و استعمارستیز و طرفداران روشنفکران مذهبی است متهم می شود که در جریان کودتا با آمریکا همکاری داشته است! درست در زمانی که روحانیت توانسته در منطقه تمام نقشه راه آمریکا را به هم بزند، خط تخریب روحانیت برای بدنام کردن آن آغاز شده است. من معتقدم آیت الله کاشانی شرایط کشور را برای برقراری یک حکومت اسلامی مناسب نمی دانست، اما اینکه به آیت الله کاشانی تهمت زده شود که او با استعمار هماهنگ شده باشد تا دولتی را ساقط کند، تهمت بزرگی است. چون دولت مصدق ناآگاه به زمانه بود نمی دانست در حالی که ۸۵ درصد از صنایع انگلستان توسط آمریکا بازسازی شده نمی شود بین این دو کشور اختلاف انداخت. مصدق به دنبال این منظور بود. یک شخصیت روحانی مجاهد را که با انگلستان جنگیده و در سال ۲۰ پس از نخست وزیری قوام توسط انگلیس دستگیر شده و به اراک منتقل شده و در ۱۵ بهمن ۲۷ به قلعه فلک الافلاک تبعید شده و انسانی که اعلامیه هایش چنان اثر داشت که کل ایران را تعطیل می کرد، چطور امکان دارد برای سقوط یک دولت ملی با استعمار همکاری داشته باشد؟ آیت الله کاشانی، مصدق را در ابتدا قانون مدار می دانست. به همین جهت در اوایل نهضت با پیشنهاد خود آیت الله کاشانی، مصدق در جایگاه رهبری سیاسی قرار گرفت. آقای کاشانی پیشنهاد نخست وزیر شدن مصدق را در جبهه ملی کرده بود و اگر حمایت های آقای کاشانی نبود مصدق نخست وزیر نمی شد.  باید زمان را تحلیل کنیم که در چه شرایطی بودیم ببنیم بستر به شکلی بوده که آیت الله کاشانی نیاز به همکاری داشته باشد؟ بستر جریان ۲۸ مرداد را به نظر من خود دکتر مصدق فراهم کرد و این بخاطر عدم آگاهی او از شرایط دنیا بود. اقدامات مصدق باعث شد شاه بازگردد. در عین حال اگر شاه باز نمی گشت، مگر مصدق می توانست مملکت را اداره کند؟ لذا برای اداره حکومت مدلی نداشتند. استالین در خاطرات خود می نویسد که بعد از مصدق نوبت حزب توده است. حزب توده که در ارتش ایران ۶۲۷ درجه دار داشته است. اگر حزب توده کودتا می کرد در ایران حمام خون راه می افتاد و افغانستان ثانی می شد. زمینه های کودتای ۲۸ مرداد را عدم آگاهی مصدق از شرایط جهان و شرایط داخل کشور فراهم کرده است. لذا من معتقدم این اسنادی که منتشر شده مخدوش است. *در همان مقطع نیز هجمه و حمله شدیدی به آیت الله کاشانی برای بی اعتبار کردن ایشان رخ داد، به نظر شما این اقدامات با چه هدفی صورت گرفت؟ روزنامه شورش نسبت به آیت الله کاشانی توهین می کند. اصلاً روش مصدق این بود که به روحانیت توهین شود. در روزنامه هایی مانند بسوی آینده، نوید آزادی و... توهین هایی می شد که اصلاً قابل بحث نیست. آنها ده ها روزنامه داشتند. رئیس دولت یعنی مصدق لائیک بود لذا تمام آن انتشارات یک خط سیاسی برای مقابله با جریان ضداستعماری بود. می خواستند روحانیت را تخریب کنند و آن را از صحنه خارج کنند چون روحانیت ضربه های مهمی به استعمار زده بود. در همه جنبش های معاصر اگر روحانیت در عرصه نبود آن اقدام به پبروزی نمی رسید. *برخی در مورد ارتباطات آقای کاشانی با بعضی از آمریکایی ها مباحثی را مطرح می کنند و این امر را دال بر همکاری آیت الله کاشانی با آنها می دانند، نظر شما چیست؟ آیت الله کاشانی یک شخصیت سیاسی و روحانی است و خواه ناخواه مورد توجه کشورهایی که با ایران مرتبط اند قرار می گیرد به همین جهت آنها می ایند با آقای کاشانی ارتباط برقرار می کنند. اینکه بخواهیم بگوییم آقای کاشانی با آنها همکاری هایی داشته است صحیح نیست. این جمله از آقای کاشانی معروف است که می گوید آمریکایی ها پول دارند ولی عقل ندارند.
ارسال دیدگاه

خبرنگار ریژاونیوز باشید
قطع شمار ریژاو
نشریه آنلاین زنان ریژاو
جذب تبلیغات
تیتر نیوز
کمک به  برنامه جهانی غذا