امروز : پنج شنبه ۸ تیر ۱۳۹۶
تاریخ : ۱۳۹۶/۰۴/۰۸ - ۱۴:۳۸ نسخه چاپی ذخیره فایل ارسال به دوستان

انقلاب مشروطه و قانون اساسی / دکتر شهرام اردشیریان

انقلاب مشروطه و قانون اساسی / دکتر شهرام اردشیریان   کرمانشاه دیلی:   تاریخ سیاسی پر تلاطم ایران در سده گذشته را می توان داستان تلاش برای پی افکندن دولتی مدرن دانست – دولتی که بر قانون و نهادهای قانونی استوار باشد، هویت آن با هویت هیچ فرد و خاندانی آمیخته نباشد و مشروعیت آن، […]

انقلاب مشروطه و قانون اساسی / دکتر شهرام اردشیریان

 دکتر شهرام اردشیریان

کرمانشاه دیلی:   تاریخ سیاسی پر تلاطم ایران در سده گذشته را می توان داستان تلاش برای پی افکندن دولتی مدرن دانست – دولتی که بر قانون و نهادهای قانونی استوار باشد، هویت آن با هویت هیچ فرد و خاندانی آمیخته نباشد و مشروعیت آن، پیامد فراگردها و ترتیبات دموکراتیک باشد. – چنین دولتی را که مشروطه نامیده شد نباید تنها ترتیباتی بر اساس قانون اساسی یا معادلی در برابر constitutional پنداشت. معنای مشروطه را در تقابل با مفهوم استبداد باید دریافت و چنین تقابلی نشان می دهد که مشروطه با آرزوها و دلبستگی های ژرف برای پی افکندن دولتی آمیخته بود که تبلور اراده و حاکمیت مردم باشد و مشروعیت آن را مردم پیوسته از راه انتخاباتی نامخدوش تایید کنند. نگاهی به قانون اساسی ( قانون اساسی و متمم آن) و دقیق شدن در آن و نیز توجه به مذاکرات مجلس شورای ملی دوره اول، و مباحث سیاسی فراوانی که در فراخ زندگی عمومی در جریان بود، نشان می دهد که دموکراسی از بنیادی ترین سرچشمه الهام و از آرزوهای اصلی نهفته در انقلاب مشروطه بود.
انقلاب مشروطه جنبش هدفمندی برای دگرگونی بود که با اینکه پیوندهای نظام سیاسی، اداری و جامعه و فرهنگ ایران را با گذشته نمی توانست به یکباره یا به آسانی بگسلد، از همان آغاز نمودار آرزوهای ژرفی برای پی افکندن طرحی نو بود.
به رغم مقاومت دامنه دار شماری از روحانیان که با اصولی مانند برابری همه ی ایرانیان در برابر قانون سر سختانه ناسازگاری می کردند. سرانجام این اصل، و کار تکمیل قانون اساسی، به پایمردی مشروطه خواهان، به ویژه در تهران و تبریز، و فشار و ایستادگی بیش از 140 انجمن در تهران، فرجام یافت. پدید آمدن مجلس و قانون اساسی را بسیاری از پیشروان مشروطه دستاوردی سرنوشت ساز در تاریخ ایران و سر آغاز گسست با گذشته دانستند.
بی گمان انقلاب مشروطه سر آغاز پیدایش برداشت هایی نو از حاکمیت، حکومتگری، ملت، و شهروندی بود. مفاهیم و اندیشه هایی تازه درباره ی دولت استوار بر قانون، شفاف، خدمتگزار و پاسخگوی شهروندانی که حقوق و وظایفی مشخص دارند و در برابر قانون برابرند، هم در قانون اساسی بازتاب یافت و هم وارد واژگان فرهنگ سیاسی کشور شد. فراگرد پدیدار شدن مشروطیت با اینکه با دشواری ها و ناکامی های فراوان همراه شد و از کاستی های گوناگون بر کنار نماند، نشانه ی این بود که جامعه ی ایران سرانجام با شور و تلاش به پیشباز ارزش ها و نهادهای تمدن مدرن رفته است، ملتی خود آگاه به پشتوانه ی تلاش های جمعی و فداکارانه در آستانه ی پیدایش و بالندگی است، می کوشد همبستگی و وفاداری ملی را بر دلبستگی های کهن سایه افکند و دولتی ملی و کشوری سامانمند پدید آورد. در این فراگرد مفهوم قانون اساسی به عنوان پیمانی ملی و رهنمود و چارچوبی پایدار برای زندگی سیاسی کامیابانه ی ایرانیان و رفتار خردورزانه ی دولتی نیکخواه ملت، اهمیتی شگرف یافت.
قانون اساسی خواست های نیروهای اجتماعی، سیاسی گوناگونی را بازتاب می داد. شرایط و دشواری هایی که پدید آورندگان اندیشناک و شتابان با آنها دست به گریبان بودند – به ویژه فشارهای آشکار و پنهان سلطنت خواهان و …- به همراه نارسایی قوانین اساسی دیگری که نمونه قرار گرفت، سبب شد قانون اساسی از ناسازگاری، نارسایی و کاستی بر کنار نماند. قانون اساسی را مشروطه خواهان دست مایه ی حکومت پارلمانی موثر دانستند و سلطنت خواهان مانعی در راه حکومت کارآمد دیدند ولی آن را برای توجیه پادشاهی نیز دستاویزی سودمند یافتند. هواداران آزادیخواه قانون اساسی بر آن بودند که گوهر یا بن مایه ی آن قانون، سامانی جز یک نظام دموکراتیک را بر نمی تابد. آنان کوشیدند روح آزادیخواهانه ی آن را از سازشگری و خدشه بر کنار دارند ولی در تلاش ها ی خود ناکام ماندند. قانون اساسی به رغم ابهام ها، ناسازگاری ها و کاستی های خود، اختیارات پادشاه را در اساس و بنیاد، تشریفاتی نمود.

ارسال دیدگاه

خبرنگار ریژاونیوز باشید
قطع شمار ریژاو
نشریه آنلاین زنان ریژاو
جذب تبلیغات
تیتر نیوز
کمک به  برنامه جهانی غذا