امروز : شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۶
تاریخ : ۱۳۹۶/۰۴/۱۷ - ۱۸:۱۱ نسخه چاپی ذخیره فایل ارسال به دوستان

برگزاری کنفرانس “پست مدرنیته چیست” در کرمانشاه دیلی + محتوای کنفرانس

برگزاری کنفرانس “پست مدرنیته چیست” در کرمانشاه دیلی + محتوای کنفرانس   کرمانشاه دیلی:   روز پنجشنبه هفته گذشته کنفرانس آقای رضا جلیلیان از اصلاح طلبان موجه و خوش فکر شهرستان اسلام آبادغرب با موضوع برگزاری کنفرانس “پست مدرنیته چیست” در گروه تلگرامی کرمانشاه دیلی برگزار گردید. محتوای کنفرانس ایشان در ادامه تقدیم مخاطبان ارجمند […]

برگزاری کنفرانس “پست مدرنیته چیست” در کرمانشاه دیلی + محتوای کنفرانس

 رضا جلیلیان

کرمانشاه دیلی:   روز پنجشنبه هفته گذشته کنفرانس آقای رضا جلیلیان از اصلاح طلبان موجه و خوش فکر شهرستان اسلام آبادغرب با موضوع برگزاری کنفرانس “پست مدرنیته چیست” در گروه تلگرامی کرمانشاه دیلی برگزار گردید. محتوای کنفرانس ایشان در ادامه تقدیم مخاطبان ارجمند می گردد.

✳️✳️✳️ قبل ازورود به بحث لازم میدانم ابتدا به شش کاربرد اصطلاح پست مدرن اشاره کنم:

✅ ۱_نخستین کاربرد پست مدرن را میتوان به فدریکوداوناس درسال ۱۹۳۴نسبت داد,او از پست مدرن به معنای جریان ضد مدرنیستی  در برخی از اشعار امریکای لاتین و اسپانیایی استفاده میکند.
✅ ۲_درسال ۱۳۳۹آرنولد توین بی آن را به معنای عصر یا دوره بکار برد, از نظر او پست مدرن عصر پیروزی جامعه ی توده ای پس از انقلاب ۱۹۱۴بود.
✅ ۳_درسال ۱۹۳۹عالم برجسته الهیات برنارد ایدینگس بل از این اصطلاح برای اشاره به ناتوانی سکولاریسم برای ایجاد جانشینی قابل پذیرش برای مذهب استفاده کرد.
✅ ۴_چهارمین کاربرد جوزف هانت وضع کرد که درمعنای  واکنشی رئالیستی به زیبا شناختی انتزاعی مدرنیستی و سبک های معماری بکارگرفته است.
✅ ۵_پنجمین کاربرد,کاربرد منفی آن برمبنای(هیچ انگاری ) فرهنگ غربی و قرن بیستم است,انگونه که نیچه مطرح کرده است.
✅ ۶_ششمین نوع کاربرد که در علوم اجتماعی در دهه ۱۹۷۰ رواج یافته است, برای اشاره به کشف های فیلسوفان فراساختارگرا در فرانسه و ضد بنیان گرایان در امریکا بکار رفت.

براساس این کشف های نوین زبان, معرفت, اخلاق, زیبا شناسی, بنیادها و شالوده ها ی مطلقی نداشته و حقیقت و حق نسبی و مشروط بودند, این کاربرد عموما به دریدا(۱۹۸۲ ) لیوتار(۱۹۸۴ ) و به رورتی(۱۹۸۹ ) درامریکا نسبت داده میشود.

✳️✳️✳️ پست مدرنیسم یا پست مدرنیته چیست؟ و چه تعریف یا تعاریفی میتوان از آن ارایه داد؟

✅ ارایه هرگونه تعریف جامع, روشن و مورد اجماع ازپست مدرنیسم امری غیرممکن است, و تعاریفی که در مورد این پدیده ارایه شده همانند خود آن دچار ابهام, چند پهلویی, گسستگی, کنایه, ایجاز و ابهام هستند. چون تفاوتهای فکری, ذوقی میان این متفکران بسیار شدید و زیاداست، چندان که نمیتوان یکنواختی هایی را در میان آنها پیدا کرد و به همه آنها تعمیم داد.

نظریه پردازان , شارحان و بنیانگذاران اندیشه پست مدرن در تلاشی جدی برانند تا این جریان فکری را در برابر تمامی باورها و ایمانها ی قطعی و پنداشته های دیرپا قرار دهند که به مدت چند قرن از رنسانس درقرن چهاردهم میلادی, رفورماسیون یا جنبش اصلاح دینی درقرن شانزدهم, روشنگری در اواخر قرن هفده و اویل قرن هیجده و انقلاب صنعتی درنیمه دوم قرن هیجده و نیمه نخست قرن نوزدهم, به آرامی به عرصه های مختلف حیات فکری فلسفی, اجتماعی, سیاسی, دینی، اخلاقی, ادبی و هنری بشر و در یک کلام بر اذهان فرد و جامعه سیطره پیدا کرده اند.
✅ بنابراین از این منظر پست مدرنیته چالشی ویرانگر, فاقد برنامه یا بدیل و جانشینی برای جایگزین ساختن انچه که ویران میکند,دانست.
نوعی بلاتکیلفی هم از اینروست که حتی خود نظریه پردازان پست مدرن بر هویت, ماهیت و محتوای پارادوکسی و تناقض آمیز آن اذعان دارند, نوعی رادیکالیسم, پویایی و انقلابیگری و در عین حال محافظه کار, ارتجاعی, همراه با بی برنامگی  نباید پست مدرنیته را در حد ابتذال و کلیشه های ژورنالیستی محدود و منحصر ساخت.  
در واقع پست مدرنیته جریانی است که از دل مدرنیته و تلاشی جهت حل مشکلات مدرنیته میتوان دانست. نمادی ست برآمده از دل بحران ها و مشکلات مدرنیته (به قول هابرماس  مدرنیته  یک پروژه ی ناتمام ) لذا از این منظر پست مدرنیته تلاشی است ریشه دار در دل مدرنیته برای یافتن راه خروجی از این بحران ها و یافتن و یا ایجاد مرکزیتی جدید.

✅ آنچه امروز به عنوان تفکر پست مدرن شناخته می شود در اندیشه متفکران متعددی چون نیچه, ویتگنشتاین, هایدگر, ژان لاکعن, دریدا, فوکو, لیوتار, دلوز, گاتاری و… ریشه دارد که فرانسه مهد پیدایش و تکامل اندیشه های پست مدرنیته به شمار می رود و شارحان و بنیانگذاران آن عمدتا اهل فرانسه می باشند.

✅ اکثر این شارحان و متفکران در این باره هم نظرند که ” آرمان تحقق عقل ” و سازماندهی عقلی جامعه، باقیمانده سنت و روشنگری است و در دوران ما یعنی دوران پست مدرن از اعتبار افتاده، عقل به گمان آنها ذاتا مدعی جهان گستری و فراگیری است و درنتیجه گرایش به مطلق باوری را دردل خود می پروراند.  

✅ به گمان متفکران پست مدرن, خردباوری مدرن و ادعاهای فراگیر و جهان گستر آن ایدولوژی مناسب برای نظام های توتالیتر است.

به طور کلی یکی از نگرانی های اصلی پست مدرن پرسش درباره جهانگستری اصول و ارزش هاست, و در نتیجه یکی از انتقادهای اصلی آنها متوجه ادعای جهانگستری است. به زعم آنان جهانگستری یعنی از میان بردن تفاوتها و جلوه های گوناگون فرهنگ و یک کاسه کردن و درنتیجه از میان بردن رنگارنگی و تنوع هستی و زندگی.
به عبارتی جهانگستری یعنی کشتن زیبایی هایی که فقط در تنوع و بسیارگونگی امکان بروز, ظهور و حضور می یابند.

✳️✳️✳️ درتفکر پست مدرن چند ویژگی اساسی قابل تشخیص است:

✅ ۱_نفی روایت های کلان:

روایت های کلان در گفتمان پست مدرنیتی به گزارش ها یا تبیین های تمام نمای شرایط اجتماعی کنونی و روند های آینده اشاره دارد
مثلا مارکس درباره منطق توسعه سرمایه داری, ماکس وبر درباره عقلانی شدن, امیل دورکیم درباره توسعه همبستگی ارگانیک, پارسنز درباره ی یکپارچگی تدریجی گروه های حاشیه ئی در روند اصلی اجتماعی و فرهنگی جامعه را میتوان به عنوان برخی از مثال ها و نمونه های روایته های کلان برشمرد.
این نظریه ها در این اعتقاد روشن گرانه اعتقاد دارند که ما توانایی تعمیم درباره جهان اجتماعی را که در آن به سر می بریم داریم و با درکی که به کمک این روایت های کلان بدست میاید, قدرت آن را خواهیم داشت که جامعه را دگرگون و جامعه ی بهتری ایجاد کنیم.
پست مدرنیست ها به این اعتقاد با بدگمانی می نگرند.لیوتار در تعریفی که از پست مدرنیسم ارایه میدهد آن را “ناباوری و عدم ایمان به هر گونه روایت کلان یا فرا روایت ” می داند.
پست مدرن ها ویژگیهای شاخص عصر پست مدرن را شکست و ناکامی کلی یا عمومی و محو و مستحیل شدن ایده ی پیشرفت در درون عقلانیت و آزادی میدانند.

✅ ۲_نفی وحدت:

از دید پست مدرن ها هر آنچه تا کنون متضمن وحدت تلقی می شده در واقع چند وجهی ومتکثراست.

✅ ۳_نفی خصلت استعلایی ارزشها و هنجارها:

دعاوی عقلانیت, خیر و عدالت محصول فرایندهای گفتمان قدرتند و خود مستقل نیستند.

✅ ۴_ رد هر گونه داعیه شناخت قطعی, کلی, فراگیر و تاکید بر شناخت جزیی, محلی, ومحدود.

✅ ۵_در تفکر مدرن انسان موجودی ست به دلیل برخورداری  از قوه عقل از بقیه موجودات متمایز است و همین برخورداری از عقل او را قادر خواهد کرد که خود و جهان را بشناسد.
در جهان پست مدرن اولین چیزی که بحث بر سر آن است نفی عقل انسانی به عنوان فاعل شناسا است. (نقد پوزیتویسم ) و تاکید بر تداخل سوژه و ابژه دارند.
تجزیه سوژه و ابژه به زعم پست مدرن ها یعنی خود را سوژه و دیگری را ابژه قراردادن, باعث بوجود امدن خود دیگری یا به اصطلاح خودی و غیر خودی است که خود همیشه صاحب فضایل میشود و دیگری عکس این است. مهرزاد بروجردی در کتاب روشنفکران ایرانی و غرب می گوید: شریعتی و جلال آل احمد خود را سوژه و غرب را ابژه قرار می دادند.

✳️✳️✳️ نسبت میان مدرنیسم و پست مدرنیسم:

✅ اگر بخواهیم نسبت بین این دو را بیان کنیم باید گفت:

پست مدرنیسم چیزی جدا از مدرنیته نیست, پست مدرن دورانی از تاریخ مدرنیته است که در آن می پرسند مدرنیته چیست؟
به زعم بسیاری از متفکران علوم اجتماعی, مدرنیسم دوران تاریخی است که پس از رنسانس فرهنگی در اروپای پس از قرون میانی آغازشد. بعضی نیز نقطه آغازین دوران مدرن را انقلاب صنعتی می دانند که ایمان به علم, برنامه ریزی, سکولاریسم و پیشرفت ویژگی شاخص آن است.
✅ علاوه بر این دیگر شاخصه های مهم این دوران را باید در اعتماد و اطمینان آن به آینده, اعتقاد به قابل تحقق بودن آرمانشهر و طرح بهشت زمینی دانست.

ولی اکنون که بهشت موعد محقق نگشته بلکه انسان دچار قفس فولادین گشته است می پرسند این بهشت زمینی چه شد؟!
آیا درجایی محقق شده است؟

✅ پست مدرنها میگویند آن اصول و قواعدی که دنیای غرب با آن ساخته شده, اکنون دگر اعتبار ندارد و به قول بودلر:دیگر آن مردان قوی بنیانگذار وجود ندارد و اخلافشان مردان و زنانی ضعیف اند.
پس معنی پست مدرن این نیست که دوران مدرنیته تمام و حالا نیز باید منتظر باشیم که این دوره هم بسراید, بلکه به زعم اینان اصول و پایه هایی که دنیای غرب با آن ساخته شد در حال حاضر متزلزل شده و این اصول تجدد و تمدن مانند ریشه درختی است که آب به آن نمی رسد و طراوت و شادابی ندارد و ثمر نمی دهد.
✅ پس پست مدرن صورت و وضعیتی از مدرنیته است, لیوتار نیز وضع پست مدرن را مقید به زمان نکرده, به عبارتی آن را مرحله ی اخیر تاریخ تجدد ندانسته است.
پس در واقع پست مدرن وضعی است در عالم علم, فلسفه و هنر

✅ بسیاری از شارحان و نظریه پردازان پست مدرن عقیده دارند که پست مدرن نوعی “وضعیت ” موقعیت یا شرایط است و در مراحل آغازین نشو و نمای خود قرار دارد به تعبیر لیوتار, نوعی وضعیت ناباوری, بی اعتمادی و بی ایمانی به فرا روایت هاست.

✳️✳️✳️ پست مدرنیسم و بعضی ازشارحان آن:

 ✅ در این جا اشاره کوتاه دارم به اندیشه و آرا بعضی از متفکران مشهور پست مدرنیسم

✅✅✅ ژاک دریدا (۱۹۳۰ )

دریدا متولد الجزایر و بزرگ شده و فیلسوف و تحصیل کرده فرانسه است.  
از اندیشه های وی غالبا تحت عنوان شالوده شکنی و یا ساختارشکنی یاد میشود.
هدف ساخت شکنی, شکستن مرزها و محدویت ها و کشف قلمرو های کشف نشده و ناشناخته است.  
به زعم وی برای اینکه معانی را بفهمیم اولین کاری که می توانیم بکنیم باید این ساختارها را بشکنیم و با شکستن أنها به معنای که پشت آنها پنهان اند میتوان پی برد.

دریدا درهمین جا به جنگ فلسفه و فلسفه ها میرود, چون به گمان او فلسفه گونه ای از گفتمان است که ذاتا منکر ابهام و گنگی معنایی است.
✅ دکترحسین بشیریه در کتاب نظریه های فرهنگ درقرن بیستم میگوید:
در واقع مقصود ساختارشکنی به این معنا نیست که می خواهد نظریه ای منسجم تر و یکدست تر و بهتر از نظریه های پیشین ارایه دهد, هدف آن همواره و به طور بی وقفه خالی کردن زیر پای هر ادعا و تظاهر به حاکمیت نظری عقل در توانایی بدست یافتن و شناخت پیشین های خود است.

✅✅✅ میشل فوکو(۱۹۲۶ )

بارزترین موضوعات نظری فوکو توجه به رابطه  قدرت دانش است. وی این ایده را که قدرت پدیده ای است یکپارچه و در انحصار دولت یا حکومت است را رد میکند.
از نظر وی در دنیای معاصر تنها با سیاستهای خرد قدرت سر و کار داریم, سیاستهای خرد قدرت از دیدگاه او در حقیقت همان نحوه اعمال و اجرای قدرت در نهادهای مختلف بومی و محلی است
بیمارستانها, تیمارستانها, دانشگاه ها, حتی منزل و اتاق خواب جملگی مکان هایی هستند که در آنها روابط و مناسبات قدرت حاکم است و هر جا قدرت وجود دارد و اعمال میشود مقاومت نیز صورت میگیرد.
به زعم فوکو این دانش است که قدرت را بوجود می آورد به عقیده او انواع فنون و ابزارقدرت و تکنولوژی از دانش به خصوص علمی ریشه و مایه میگیرند.

✅ به گمان فوکو قدرت در جامعه ی مدرن عمدتا به شکل های غیرمستقیم اعمال میشود نه با کاربرد زور بسیاری از رابطه ها که عقلی و موجه و مشروع می نمایند در واقع بیانگر خواست قدرت و سلطه اند، برای دیدن رابطه قدرت  باید به ابزار نظری تازه مسلح شد.

فوکو در آثارش مفاهیم کلیدی مانند قدرت, حقیقت, آزادی, عقل, علم و اخلاق را زیر پوشش انتقادی میبرد و بازاندیشی میکند.
به زعم فوکو قدرت فقط درذرابطه با ساختار سیاسی و یا حکومت یا طبقه حاکم خلاصه نمیشود، بلکه در تمامی رابطه های انسانی قدرت حضور دارد، خواه این رابطه با زبان برقرارشود ، خواه رابطه عاشقانه باشد وخواه رابطه اقتصادی.

در همه ی این رابطه ها یک طرف می کوشد طرف دیگر را مهار کند و زیر فرمان بگیرد اما این رابطه ها برای ابد ثابت نیستند بلکه متحرک و تغییر پذیرند.

✅ رابطه قدرت ایجاب میکند که هر دو از درجه ای از آزادی برخوردار باشند یعنی رابطه های قدرت همواره امکان مقاومت را در خود دارند.
به زعم وی هردرابطه اجتماعی رابطه ی قدرت است, اما هررابطه قدرت همواره و به ضرورت بیانگر سلطه نیست.  

✅ سلطه ویژگی موقعیتی است که در آن رابطه ی قدرت ثابت و تغییر ناپذیر و شکل آن هرمی باشد و کنش تقریبا از آزادی محروم باشد.
پس به نظر ایشان وجود یا عدم وجود سلطه به درجه انعطاف پذیری رابطه قدرت بستگی دارد.

✅ فوکو معتقد است که هر چه بازی استراتژیک در رابطه ی قدرت بازتر باشد, سلطه کمتراست.

✅✅✅ ژان فرانسوا لیوتار (۹۸_۱۹۲۴ )

✅ آرا و اندیشه های لیوتار بیشتر متاثر از آرای مارکس, فروید, لاکان, نیچه, کانت و هایدگر است, و از نظر فلسفی تحت تاثیر هوسرل بوده است.
لیوتار بیش از دیگران نقش قهرمان گسست از نظریه و روش های مدرنیته و تعمیم و انتشار جایگزین های پسامدرن را بازی کرده است.  
با شور و حرارت بسیار به نظریه ها و روش های کلی نگر و به اصطلاح جهانی حمله میکند ودپیشتاز طرح تکثر در برابر نظریه وحدت گرا می شود.
✅ یکی ازمضامین و بن مایه اساسی در گستره ی اندیشه لیوتار مفهوم گفتمان / تصویر است
گفتمان/ تصویر با بحث لیوتار علیه گفتمان نظری آغاز میشود و نخستین تلاش های نظام یافته ی او برای چشم انداز های نظری جدید در بردارد.
لیوتار با رویکرد متن بنیاد که متن و گفتمان را برتر از تجربه, حواس و انگاره ها می داند, مخالفت میکند,

درگفتمان/تصویر از حواس و تجربه در برابر انتزاعات و مضامین انتزاعی دفاع میکند,
غیر از طرح مفاهیم گفتمان/تصویر, شایدبخش اعظم شهرت لیوتار را بتوان به مخالفت وی در برابر “روایت های کلان ” نسبت داد.

✅ وی در کتاب وضعیت پست مدرن اظهار میدارد که جهان از آغاز دهه ۱۹۷۰ وارد وضعیت جدیدی شده است, وضعیتی که مغایر با وضعیت دوران مدرن, ما قبل مدرن, کلاسیک و سنتی است. او این وضعیت جدید را وضعیت پست مدرن می نامد.
✅ وضعیت تشکیک و تردید, بی اعتمادی, بی ایمانی, عدم اطمینان و ناباوری نسبت به هر گونه روایت, فراروایت و روایت کلان و بالاخره نفی و درد آنهاست.
لیوتار هر کوششی نظری برای یافتن اصل یا اصولی کلی حاکم بر فعالیت های بشری و همه روابط اجتماعی را روایت بزرگ میشمارد, به گمان او در جهان پست مدرن به دلیل گوناگونی ماهوی بازی های زبانی جلیی برای اصل یا اصول کلی حاکم بر همه آنها نیست, چه هر کوششی برای یافتن روایت بزرگ ناگزیر محکوم به شکست است.

✅ ازنظر لیوتار فلسفه اخلاق و سیاست و دانش مدرن که با دکارت آغاز شد و از راه کلنت به هگل و مارکس رسید مبنای شکل گیری نسخه های مدرن و روایت بزرگ است و در دنیای معاصر دیگر کارایی ندارد.
وضع پست مدرن وضعی است که در آن نسبت به چنین کلان روایت هایی “ناباوری ” پدید آمده است.

اینک به جای انسانیت کلی و عمومی و مفروض در آن روایت های جهانی, هویت های چند گانه و کوچک و جزیی پدیدار شده است که هیچ یک بر دیگری برتری ندارد
به نظر لیوتار علم نوین مبتنی بر یک روایت فراگیر یا نظریه ای جامع و پهن دامنه است که تعمیم جهانی, کلی و همه جانبه را بدست میدهد مانند نظریه تکامل, ماتریالیسم تاریخی و داروینیسم اجتماعی ، اما دانش ما بعد نوین ویژگی اصلی اش طرد این فرا روایت ها و تاکید برتفاوت ها و تمایزات است (کتاب ریتزر,نظریه های جامعه شناسی معاصر)

✳️✳️✳️ روش شناسی پست مدرن:

✅ اسلوب های پست مدرن ساختارشکنی است, پست مدرنها بر این باورند که هیچ متد یا اسلوب و هیچ قواعدی برای شیوه عمل نسبت به آن چیزی که باید تطبیق, موافق و برابر شود وجود ندارد و فقط لرزش شدید “شکاکیت ” ضد قواعد پست مدرنیسم وجود دارد.

✅ اینان برای اینکه چیزی را جانشین “متدعلمی ” نمایند به احساسات تجربه شخصی, عاطفه, اشراق, ناگهان یابی, قضاوت ذهنی, تخیل و نیز به شکل ها ی گوناگون خلاقیت توجه دارند (روسناعوپاعولین مری,درکتاب پست مدرنیسم وعلوم اجتماعی)

✳️✳️✳️ سبک زندگی در پست مدرنیته:

✅ سبک زندگی چیست؟

سبک زندگی در وهله اول نتیجه همه ی انتخاب ها و گزینش هایی است که شخص نسبت به زندگی خود انجام میدهد, این شامل انتخاب کار و فعالیت های مربوط به فراغت و نیز این انتخاب میشود که آیا مجرد باشد یا ازدواج کند؟ اگر بزرگسال و متاهل است آیا بچه میخواهد یاخیر؟

✅ سبک زندگی اغلب بیانگرانه است شخص خود را از طریق سبک زندگی به جهان پیرامونش معرفی میکند.  
درجوامع سنتی تغییرات بنیادی در سبک زندگی نسل ها خیلی ملموس نبوده بیشتر مردم در محیطی که در آن گروش یافته بودند باقی می ماندند.  
✅ درمدرنیته این فرایند شروع به تغییر کرد و درپست مدرنیته سرعت آن شتاب گرفته است.
به این معنا, مردم امروز به تعبیر توماس جامعه شناس المانی به لحاظ فرهنگی رها هستند دیگر برای مردم ممکن نیست که به طور ارادی به روشی زندگی کنند که پدرانشان زندگی میکردند.

✅ این رها شدگی به لحاظ فرهنگی پدیده ای دو لبه است.
ازجنبه مثبت به معنای آزادی فوق العاده است اما ازجنبه منفی رهاشدگی فرهنگی نه تنها به این معناست که به فرد فرصت تصمیم گیری شخصی داده میشود بلکه همچنین به این معناست که فرد خودش باید تصمیم بگیرد.
این چیزی است که نسل های پیشین مجبور به انجام آن نبودند.

✅ درکنار رهایی فرهنگی, تغییراتی وجوددارد که درپست مدرنیته برجسته شده اند.
✅نخست جهان زیست های مردم متکثرتر شده اند. مفهوم جهان _زیست ریشه درسنت جامعه شناسی معرفت دارد و به معنای جهان اجتماعی است که فرد در آن ساکن است.
✅ برگر استدلال میکند که در جوامع سنتی, جهان_زیست جهانی کم و بیش یکپارچه و واحد بود, درمدرنیته و بیشتر از آن در پست مدرنیته این مساله دیگر صادق نیست. جهان -زیست قطعه قطعه و متکثرشده است.
✅ این روزها هر فردی بین حوزه های متفاوتی, خصوصی و عمومی درحرکت است.
دوره پست مدرنیته در واقع سبک زندگی را متکثر و سریع التغییر کرده است و کشورهای مختلف از نظرسبک زندگی به یکدیگر شبیه تر شده اند, به عبارتی در پست مدرنیته با افزایش تماس های بین فرهنگ ها,کردارها و اعمال مشابه تمایل دارند تا در کشورهای مختلف عمومی شوند اما ذکر این نکته ضروری ست که هر عمل وارداتی همواره به لحاظ فرهنگی شکل خاصی به خود میگیرد, شکلی که دردرون فرهنگ معنا می یابد.

ارسال دیدگاه

خبرنگار ریژاونیوز باشید
قطع شمار ریژاو
نشریه آنلاین زنان ریژاو
جذب تبلیغات
تیتر نیوز
کمک به  برنامه جهانی غذا