امروز : دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۶
تاریخ : ۱۳۹۶/۰۵/۰۲ - ۷:۵۴ نسخه چاپی ذخیره فایل ارسال به دوستان

حاج قاسم، برنده جایزه صلح نوبل یا صلح مقاومت

به گزارش جهان نیوز ، سال‌ها پیش مقاله‌ای نوشتم به نام “نظریه مقاومت در روابط بین‌الملل؛ رویکرد ایرانی- اسلامی نفی سبیل و برخورد با سلطه” که برای اولین بار در یکی از مجلات علمی –پژوهشی معتبر کشور چاپ و منتشر شد. بعدها این مقاله تبدیل به کتاب «نظریه مقاومت و نظریه‌های غربی روابط بین‌الملل» شد و توسط نشر مخاطب روانه بازار کتاب شد.

یکی از پیشنهادات اساسی من در این دو اثر علمی، تأسیس یک نهاد بومی جهت اعطای «جایزه بین‌المللی صلح مقاومت» بود تا مستقل و بی نیاز از جایزه صلح نوبل، هر کسی را که در هر گوشه‌ای از جهان، قدمی و قلمی در راه مقاومت برداشته است مورد تقدیر قرار داده و از این طریق بتوان مشروعیت و اعتبار جایزه صلح نوبل را نیز به چالش کشاند.

البته دبیرخانه جایزه صلح نوبل می‌تواند در 10 دسامبر پیش رو جایزه 2017 را ولو برای حفظ ظاهر و آبروی خودش هم که شده به حاج قاسم سلیمانی به دلیل مبارزه و مقاتله با تروریسم تکفیری در منطقه و موفقیت در بیرون راندن تروریست‌ها از موصل اعطاء کند، اما از آن جایی که جایزه مذکور غالباً آغشته و آلوده به رنگ و لعاب سیاسی شده و بعضاً به جنگ طلبان و اشخاص بدنامی چون هنری کیسنجر، مناخیم بگین، اسحاق رابین و شیمون پرز نیز اعطاء شده است، شخصیت انسانی و حیات توحیدی حاج قاسم را از دریافت چنین جوایزی مبرا و بی نیاز کرده است.

اساساً معتقدم اگر شاخص ادعایی را در اعطاء جایزه صلح نوبل تلاش یک فرد یا افرادی برای برقراری صلح و تأمین آسایش بشر بدانیم، هیچ حقی بالاتر از حق حیات نیست و تمام حقوق مدنی و سیاسی و همچنین حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به انسانی تعلق می‌گیرد که در درجه اول زنده و در قید حیات باشد. لذا حق حیات به عنوان بنیادی‌ترین و اساسی‌ترین حق در مجموعه حقوق بشر تلقی می‌شود و این تنها مقاومت بوده و هست که ضمن احیاء حیات طیبه انسانی، جان هزاران و بلکه میلیون‌ها زن و مرد بی‌گناه را از دست تروریست‌های خبیث و شرور نجات داده است.

ناگفته پیداست گفتمان مقاومت در قالب “پارادایم برخورد با سلطه و ستم” از منظر اسلامی و انسانی آن توانسته تمام معادلات مفهومی و سیاسی «نظام سلطه» (کشورهای سلطه گر) و «نظام تسلیم» (کشورهای وابسته) را بکلی دگرگون سازد.

مقاومت، برآیند انباشت عقده‌ها و عقیده‌های به ناحق سرکوب شده تاریخی یک ملت بیدار است. بر این اساس باور به مقاومت، باعث شکل گیری هسته‌های مقاومت و نهضت‌های آزادیبخش شده است. به عبارت دقیق­‌تر نهضت‌های آزادیبخش مدلول دالِ مقاومتند. این مسأله در منطقه جنوب غرب آسیا بیشتر موضوعیت یافته است؛ چرا که سال‌هاست به دلیل حضور صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها، ژئوپولیتیک منطقه، ژئوپولیتیک مقاومت شده است.

بنابراین پیشنهاد می‌شود حاج قاسم سلیمانی به مناسبت آزادسازی موصل از لوث وجود تروریست‌های تکفیری و تضعیف راهبردی موقعیت‌شان در منطقه، به عنوان برنده اولین جایزه بین‌المللی صلح مقاومت معرفی شود تا هم حقیقت انسانی و احیاگر مقاومت در مقابل چشم جهانیان ارج نهاده شود و هم جایزه صلح مقاومت مزین به نام سردار مقاومت، این اسطوره بی‌نظیر و بی‌بدیل جهان اسلام شود. البته که اجر و منزلت مجاهدان راه حق نزد خداوند متعال محفوظ است. «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَی الْقاعِدینَ أَجْراً عَظیماً».
یادداشت: روح الله قادری کنگاوری پژوهشگر و مسئول مرکز تحقیقات ابن سینا در بوسنی

 

به گزارش جهان نیوز ، سال‌ها پیش مقاله‌ای نوشتم به نام "نظریه مقاومت در روابط بین‌الملل؛ رویکرد ایرانی- اسلامی نفی سبیل و برخورد با سلطه" که برای اولین بار در یکی از مجلات علمی –پژوهشی معتبر کشور چاپ و منتشر شد. بعدها این مقاله تبدیل به کتاب «نظریه مقاومت و نظریه‌های غربی روابط بین‌الملل» شد و توسط نشر مخاطب روانه بازار کتاب شد. یکی از پیشنهادات اساسی من در این دو اثر علمی، تأسیس یک نهاد بومی جهت اعطای «جایزه بین‌المللی صلح مقاومت» بود تا مستقل و بی نیاز از جایزه صلح نوبل، هر کسی را که در هر گوشه‌ای از جهان، قدمی و قلمی در راه مقاومت برداشته است مورد تقدیر قرار داده و از این طریق بتوان مشروعیت و اعتبار جایزه صلح نوبل را نیز به چالش کشاند. البته دبیرخانه جایزه صلح نوبل می‌تواند در 10 دسامبر پیش رو جایزه 2017 را ولو برای حفظ ظاهر و آبروی خودش هم که شده به حاج قاسم سلیمانی به دلیل مبارزه و مقاتله با تروریسم تکفیری در منطقه و موفقیت در بیرون راندن تروریست‌ها از موصل اعطاء کند، اما از آن جایی که جایزه مذکور غالباً آغشته و آلوده به رنگ و لعاب سیاسی شده و بعضاً به جنگ طلبان و اشخاص بدنامی چون هنری کیسنجر، مناخیم بگین، اسحاق رابین و شیمون پرز نیز اعطاء شده است، شخصیت انسانی و حیات توحیدی حاج قاسم را از دریافت چنین جوایزی مبرا و بی نیاز کرده است. اساساً معتقدم اگر شاخص ادعایی را در اعطاء جایزه صلح نوبل تلاش یک فرد یا افرادی برای برقراری صلح و تأمین آسایش بشر بدانیم، هیچ حقی بالاتر از حق حیات نیست و تمام حقوق مدنی و سیاسی و همچنین حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به انسانی تعلق می‌گیرد که در درجه اول زنده و در قید حیات باشد. لذا حق حیات به عنوان بنیادی‌ترین و اساسی‌ترین حق در مجموعه حقوق بشر تلقی می‌شود و این تنها مقاومت بوده و هست که ضمن احیاء حیات طیبه انسانی، جان هزاران و بلکه میلیون‌ها زن و مرد بی‌گناه را از دست تروریست‌های خبیث و شرور نجات داده است. ناگفته پیداست گفتمان مقاومت در قالب "پارادایم برخورد با سلطه و ستم" از منظر اسلامی و انسانی آن توانسته تمام معادلات مفهومی و سیاسی «نظام سلطه» (کشورهای سلطه گر) و «نظام تسلیم» (کشورهای وابسته) را بکلی دگرگون سازد. مقاومت، برآیند انباشت عقده‌ها و عقیده‌های به ناحق سرکوب شده تاریخی یک ملت بیدار است. بر این اساس باور به مقاومت، باعث شکل گیری هسته‌های مقاومت و نهضت‌های آزادیبخش شده است. به عبارت دقیق­‌تر نهضت‌های آزادیبخش مدلول دالِ مقاومتند. این مسأله در منطقه جنوب غرب آسیا بیشتر موضوعیت یافته است؛ چرا که سال‌هاست به دلیل حضور صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها، ژئوپولیتیک منطقه، ژئوپولیتیک مقاومت شده است. بنابراین پیشنهاد می‌شود حاج قاسم سلیمانی به مناسبت آزادسازی موصل از لوث وجود تروریست‌های تکفیری و تضعیف راهبردی موقعیت‌شان در منطقه، به عنوان برنده اولین جایزه بین‌المللی صلح مقاومت معرفی شود تا هم حقیقت انسانی و احیاگر مقاومت در مقابل چشم جهانیان ارج نهاده شود و هم جایزه صلح مقاومت مزین به نام سردار مقاومت، این اسطوره بی‌نظیر و بی‌بدیل جهان اسلام شود. البته که اجر و منزلت مجاهدان راه حق نزد خداوند متعال محفوظ است. «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَی الْقاعِدینَ أَجْراً عَظیماً». یادداشت: روح الله قادری کنگاوری پژوهشگر و مسئول مرکز تحقیقات ابن سینا در بوسنی  
ارسال دیدگاه

خبرنگار ریژاونیوز باشید
قطع شمار ریژاو
نشریه آنلاین زنان ریژاو
جذب تبلیغات
تیتر نیوز
کمک به  برنامه جهانی غذا