امروز : چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶
تاریخ : ۱۳۹۶/۰۴/۲۸ - ۱۶:۲۶ نسخه چاپی ذخیره فایل ارسال به دوستان

مقایسه دو امیرکبیر ؛ از امیرکبیر تا نماینده ای که امیرکبیر خوانده می شود / صباح قنبری

مقایسه دو امیرکبیر ؛ از امیرکبیر تا نماینده ای که امیرکبیر خوانده می شود / صباح قنبری   کرمانشاه دیلی:  در تاریخ معاصر ایران، بسیاری از دولتمردان تلاش کرده‌اند یا دوست داشته‌اند تا با امیرکبیر، صدراعظم بلند آوازه ایران، مقایسه یا همنام شوند. امیرکبیر قهرمان واقعی مردم است؛ کسی که آشپززاده بود و امیرکبیر ایران […]

مقایسه دو امیرکبیر ؛ از امیرکبیر تا نماینده ای که امیرکبیر خوانده می شود / صباح قنبری

 یادداشت

کرمانشاه دیلی:  در تاریخ معاصر ایران، بسیاری از دولتمردان تلاش کرده‌اند یا دوست داشته‌اند تا با امیرکبیر، صدراعظم بلند آوازه ایران، مقایسه یا همنام شوند. امیرکبیر قهرمان واقعی مردم است؛ کسی که آشپززاده بود و امیرکبیر ایران شد. به دلیل همین جایگاه، همواره افراد صاحب منصب علاقه دارند تا با این انسان بزرگ هم‌ردیف شوند.

حس امیرکبیر شدن بصورت آشکار در آرزوهای مرحوم هاشمی رفسنجانی تبلور یافت. افراد دیگری نیز مثل مرحوم  محمد مصدق، ظریف و حسن روحانی با امیرکبیر مقایسه شده‌اند. کامران میرزا، فرزند سوم ناصرالدین شاه، هم عنوان امیرکبیر را دریافت کرد. رضاخان و بنی صدر هم با امیرکبیر تشابه‌سازی تاریخی شده‌اند.

آقای فرهاد تجری، نماینده مردم حوزه انتخابیه قصرشیرین در مجلس هشتم و دهم شورای اسلامی، نیز حداقل از انتخابات مجلس نهم(اسفند 1390)، توسط حامیانش” امیر کبیر غرب کشور” عنوان شده است. برای نمونه یک وبلاگ حامی ایشان در مطلبی با عنوان ” تجری و چرایی!!!!!!!!!!!! لقب امیر کبیر “، ضمن برشمردن صفات امیرکبیر نوشته است: «به مانند او دغدغه مردمانش را دارد ونگاهش دور اندیشانه، اصلاحی، ریشه‌ای و زیر بنایست، تجری می‌خواست ومی‌خواهد که دیار از پای بست ویران شده  را از ریشه بسازد».

راقم سطور حاضر، بر آن است تا امکان این شبیه سازی تاریخی با چند معیار مورد بررسی  و مطالعه قرار دهد:

نتیجه مسئولیت با توجه به فاکتور زمان و جایگاه:

امیرکبیر سه سال و سه ماه صدراعظم ایران بود که در نتیجه آن اصلاحات اساسی در کشور صورت گرفت؛ با تاسیس دارافنون رویکرد باز به دانش جدید محقق شد. با انتشار روزنامه وقایع الاتفاقیه(بصورت هفته‌نامه) به دنبال آگاهی بخشی به مردم بود. با اصلاحات مالی، مواجب بی‌حساب و کتاب را به افراد خاص قطع کرد، اسناد دولتی را که از دوره کریم خان زند مغفول مانده بود دوباره سامان داد. خزانه خالی را تحویل گرفت و ضمن پرداخت مخارج سالانه حدود دو میلیون ششصد هزار تومان مقداری نیز در حدود چهارصد هزار تومان به خزانه تحویل می‌داد. روابط خارجی را بر اساس اصل موازنه منفی تنظیم کرد و با ایجاد زیرساخت های لازم موفق به توسعه دستگاه وزارت خارجه شد. به ارتش ایران نظم داد و با رونق دادن به مهمات سازی به ساختن نیروی نظامی مجهز کمک کرد…

در نتیجه اقدامات امیرکبیر در صدارت سه سال و سه ماهه، ایران در مسیر ترقی قرار گرفت و الگویی برای مدیریت کشور معرفی شد که تا امروز همواره مورد احترام دوست و دشمن بوده است. اما در بیشتر از پنج سال نمایندگی آقای تجری چه اتفاقی برای حوزه انتخابیه افتاده است؟ آیا اصلاحات اساسی و ریشه‌ای در اداره منطقه به وجود آمده است؟ آمار بیکاری کم شده است؟ توسعه صنعتی و کشاورزی روی داده است؟ دسترسی مردم به خدمات درمانی تغییر چشم گیر داشته است؟ آیا غیر از انجام امور روتین اتفاق خاصی روی داده است؟

عزل و نصب‌ها:

امیرکبیر سیاست جدی و قوی در عزل و نصب ها داشت که در آن حتی به اوامر شاه هم توجه چندانی نمی‌کرد. وی که خود بر اساس شایستگی و نه وابستگی مدارج ترقی را در دستگاه قائم مقام فراهانی طی کرده بود طبق نظم ” میرزا تقی خانی” به مبارزه با عزل و نصب‌های بر اساس رابطه پرداخت.

به باور راقم این نوشتار، پاشنه آشیل آقای تجری در دوره نمایندگی خود عزل و نصب‌های رابطه‌مدارانه و وابستگی محورانه به جای شایسته سالاری بوده که برای انجام آن هزینه زیادی از منافع عمومی را صرف کرده است.

توصیه پذیری در انجام مسئولیت:

توصیه پذیری در مقابل مشورت پذیری قرار دارد و مبنای آن ترجیح منافع خاص به نفع عمومی است. امیرکبیر در انجام مسئولیت خود، به هیچ وجه توصیه پذیر نبود که نامه وی به ناصرالدین شاه بهترین سند آن است:
«قربانت شوم-الساعه .. خبر رسید که شاهزاده موثق‌الدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کرده بودم به توصیه عمه خود ابقا فرموده … فرستادم او را تحت‌الحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره امور مملکت به توصیه عمه و خاله نمی‌شود».

اما آقای تجری در دوره مسئولیت خود بارها نشان داده‌اند که از افراد مختلف خاص، توصیه پذیر هستند که نتیجه آن ظلم به ایشان و مردم منطقه بوده است.
تناسب عنوان میرزا تقی خان به دلیل شایستگی و نقش مهمی که در اداره کشور داشت از سوی ناصرالدین شاه به عنوان( امیر کبیر ایران، بالاترین مقام نظامی دولت قاجار) رسید و عملا هم در دوره صدارتش امیر بزرگ ایران بود. اما عنوانی که برای آقای تجری تعریف شده است ” امیرکبیر غرب کشور”، تناسبی با مسئولیت ایشان یعنی نمایندگی حوزه انتخابیه قصرشیرین ندارد.

 این خود به نوعی جعل عبارت است. باید پرسید آیا آقای تجری در جایگاه نمایندگی چند شهر، موفق به اصلاحات ریشه‌ای در پهنه گسترده غرب کشور شده است؟

نتیجه:

تشابه سازی بین شخصیت‌های تاریخی امری غیرعلمی و بیشتر بیانگر نگاه پوپولیستی و تبلیغات سیاسی است. از نظر علم تاریخ، هر شخصی، بی نظیر، واحد و بی همتا است. اگر با تساهل تصمیم به مقایسه گرفتیم باید شرایط حداکثری شبیه سازی فراهم باشد. مثلا مقایسه سیاست موازنه منفی امیرکبیر و مصدق در روابط خارجی. اما شبیه سازی آقای تجری با عنوان امیرکبیر غرب کشور ضمن جعل عنوانی، فاقد شرایط حتی حداقلی برای مقایسه است.

پیشنهاد:

آقای تجری در مقایسه خود با امیرکبیر دنبال شبیه سازی نباشد، و بجای لقب سازی و عنوان فرمایشی که امیرکبیر آن را موجب زیان اجتماعی می‌دانست نقاط ضعف خود را شناسایی کند و برای ماندگاری نام نیک از خود تلاش نماید.

ارسال دیدگاه

خبرنگار ریژاونیوز باشید
قطع شمار ریژاو
نشریه آنلاین زنان ریژاو
جذب تبلیغات
تیتر نیوز
کمک به  برنامه جهانی غذا